|
اگه قسمت نبود چرا تو موندي,خدا چرا مارو بهم رسوندي؟ اگه ميدونستي يه روزي ميري,چرا روزارو تو اينجا كشوندي؟ چي بودم چي شدم بخاطر تو,ولي پشت دلم رو خالي كردي حالا اسمت مياد گريم ميگيره,نمي دوني كه با دلم چه كردي اگرچه مي دونم دوسم نداري,به هر در مي زنم تنهام نزاري اگه پاي كسي هم در ميونه,بزار اسمت اقلا روم بمونه اگه تصميم رفتن رو گرفتي,ببخش اگه پشيمونت نكردم اره من واسه تو كم بودم اما,با احساسات تو بازي نكردم...
چند روزه دل ديوونه, مي گيره همش بهونه, اتيشم مي زنه هر شب جاي خاليت توي خونه
دل من هواتو داره, ديگه طاقت نمياره, اين دل هميشه گريون مثل ابراي بهاره
كي تورو دوست داره,
قد يه دنيا كي مي خواد با تو باشه حتي تو رويا؟...
دنبال جاي پاهاته روي شنهاي قشنگ و خيس دريا...
نگو كه رفتن تو سهم منه دل من طاقت نداره,ميشكنه...
نگو كه بايد جدا شيم نگو كه سخته,غم تو و رفتنت...
باز لبهای عطش کرده ی من/عشق سوزان تو را می جوید
می تپد قلبمو با هر تپش/ قصه عشق تو را می گوید بخت اگر از تو جدایم کرده/ می گشایم گره از بخت چه باک؟ ترسم این عشق سرانجام مرا/ بکشد تا به سرا پرده خاک این چه عشقیست که در دل دارم/ من از این عشق چه حاصل دارم می گریزی ز منو در طلبت/ باز هم کوشش باطل دارم
بخوام از تو بگذرم من با یادت چه کنم...؟
تو رو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم...؟ حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو ... بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم...؟ تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی... توی رویاهای من عشق همیشگی بودی... اره.سهم من فقط از عاشقی یه حسرته بی کسی عالمی داره واسه من یه عادته... چطور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو... اخه با چه جراتی به دل بگم نمون برو... دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده... چشم به راه تو میمونه همیشه غرق امیده...
برهنه زیر بارون.خرابو دربو داغون از ادما فراری.از عاشقا گریزون بزار کسی نبینه غرور گریه هامو بزار کسی نفهمه غم تو خنده هامو بگین بباره بارون دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من.بگین که برنگرده بهش بگین شکستم.بهش بگین بریدم نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم...
یه روز عشقتو دزدیدم و واسه اینکه جاش امن باشه اونو توی قلبم قایم کردم... اما هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز واسه پس گرفتنش قلبمو میشکنی...!
خونه کوچیکمونو خوب نگاه کن پره درده
مگه میشه برنگردی وقتی خونه بی تو سرده واسه من هنوز سواله تو چرا تنهام گذاشتی همه ی زندگیه من.تو چرا دوستم نداشتی بگو من تا کی تو خونه چشم به رات باید بدوزم تو که نیستی تا ببینی چه جوری دارم میسوزم...
بگذر ز من ای اشنا چون از تو من دیگر گذشتم...
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم... می خواهم عشقت در دل بمیرد... می خواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد... هر عشقی میمیرد.خاموشی میگیرد... عشق تو نمیمیرد... باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد...
تو كه نيستي تا ببيني منو اين دل شكسته
تك و تنها توي غربت به اميد تو نشسته تو كه نيستي تا ببيني منو اين دستاي خسته يه ورق كاغذ خالي با يه احساس شكسته تو كه نيستي تا ببيني منو اين روزاي غمگين يه سكوت سردو وحشي توي لحظه هاي سنگين تو كه نيستي تا ببيني منو ديواراي سنگي فاصله بين منو توست كاش بگي كه برميگردي تو كه نيستي تا ببيني منو اين پلكاي خيسم تو تموم بي كسيهام دارم از تو مينويسم تو كه نيستي تا ببيني لحظه هام بي تو چه سردن واسه نبودن تو همشون معني دردن
مثل دیوونه های کم تحمل مثل اواره های زخم خوردم
نشستم از رو تقویمای بی تو تموم روز و شبهامو شمردم شبیه دوره گردای پریشون یه عمر رد پاتو دوره کردم سراغت رو گرفتم کوچه کوچه کمک کن دست خالی برنگردم نمیدونی که وقت گریه کردن ته قلبم چه خالی میشه بی تو به اسمت میرسه می لرزه قلبم نمیدونی چه حالی میشه بی تو هنوز درگیر رویاتم.خرابم تو هم مثل خودم درگیر دردی قسم دادم خدارو گریه کردم مگه میشه عزیزم بر نگردی...؟
بگذار ان باشم که در کوهساران با تو گام برمی دارد...
بگذار ان باشم که با تو گل می چیند.. بگذار ان باشم که در غم به سویش می روی... بگذار ان باشم که در شادی با تو می خندد... بگذار ان باشم که تو... که تو عاشقش هستی... و من عمیقا چنین میخواهم...
حس می کنم دیگه دوستم نداری/حس مي كنم زياديه وجودم... چرا به اين زودي ازم بريدي/من كه گل سر سبد تو بودم!... حس مي كنم تو اين روزا نمي خواي/يه لحظه هم حتي منو ببيني... كاش مي دونستم عشق ديروز من/فردا كه شد تو با كي همنشيني... حس مي كنم حضور من كنارت/باعث دلخستگيه تو باشه... شايد سفر رفتن من يه فصله/تازه اي از زندگيه تو باشه... حس مي كنم بايد از اينجا برم/جايي كه هيچ كي راهشو بلد نيست... بايد برم كه قدرمو بدوني/يه مدتي تنها بموني بد نيست... دوستم نداري مي دونم دوستم نداري/اما تو چشمات مي خونم كه بي قراري... خدا كنه كه برگردي تو پيشم/بدون تو من ديوونه ميشم...
مرد و زن جواني بر موتور در دل شب ميراندند.انها عاشقانه يكديگر را دوست داشتن...
زن جوان:يواش تر برو من ميترسم. مرد جوان:نه.اين جوري خيلي بهتره! زن جوان:خواهش ميكنم.من خيلي مي ترسم. مرد جوان:باشه.اما اول بايد بگي دوستم داري... زن جوان:دوستت دارم.حالا ميشه يواش تر بري؟ مرد جوان:به شرط اينكه كلاه كاسكت منو برداري و بزاري روي سر خودت.اخه نمي تونم راحت برونم.اذيتم ميكنه... روز بعد واقعه اي در روزنامه به ثبت رسيد.برخورد موتور سيكلت با ساختمان حادثه افريد.در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتور سيكلت رخ داد.يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت. (مرد جوان از خالي شدن ترمز اگاهي يافته بود.پس بدون اينكه همسرش را مطلع كند.با ترفندي كلاه كاسكت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي اخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند...
یادته یه روز بهم گفتی که هروقت خواستی گریه کنی برو زیر باروون تا یه وقتی یه نامردی اشکاتو نبینه تا بهت بخنده.گفتم اگه بارون نیومد چکار کنم؟گفتی هروقت چشمای قشنگ تو بباره اسمونم گریش میگیره...گفتم پس هر وقت خواستم گریه کنم تنهام نزار.گفتی چشم... حالا امروز من دارم گریه میکنم.اسمونم نميباره.تو هم اون دور دورا وايستاديو داري بهم ميخندي...!
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد ... از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم...
یه شب خوب تو اسمون/یه ستاره چشمک زنون/خندیدو گفت((كنارتم تا اخرش.تا پاي جون))/ستاره ي قشنگي بود/اروومو نازو مهربون/ستاره شد عشق منو/منم شدم عاشق اوون/اما زياد طول نكشيد/عشق منو ستاره جون/ابره اومد ستاره رو/دزديدو برد نامهربون/حالا شبا به ياده اون/زل ميزنم به اسمون/دلم ميخواد داد بزنم((اين بود قولو قرارمون...؟))
خدا حافظ همين حالا همين حالا كه من تنهام خدا حافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام خدا حافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد اسموني كه منو از چشم تو ميديد اگه گفتم خدا حافظ نه اينكه رفتنت ساده است نه اينكه ميشه باور كرد دوباره اخر جاده است خدا حافظ واسه اينكه نبندي دل به رويا ها بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
تا حالا شده عاشق بشی ولی نخوای اون بدونه؟
تا حالا شده تمام شب گریه کنی بدون اینکه بدونی چرا؟ دلت بخواد تا صبح بیدار بمونی ولی بدونی به جایی نمیرسی؟ تا حالا شده رفتنشو تماشا کنی ولی نخوای بره؟ بعد ارووم بگی دوست دارم ولی نخوای بفهمه؟... |
About![]()
فریاد,سکوت,عشق,واژه,هرگز Archivesاسفند 1388بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 Links
خاطرات يك عاشق |